افسردگی، علایم و نشانه های آن

افسردگی، علایم و نشانه های آن

پيشگفتار:

سلام؛ در این مقاله تصمیم داریم با شما درباره افسردگی و علایم و نشانه های آن صحبت کنیم. شاید اگر از کسی که آشنایی و شناخت چندانی از افسردگی نداشته باشد سوال شود افسردگی چیست؟ در اغلب موارد این افراد خواهند گفت افسردگی حالت غم و اندوهی است که همیشه با یک نفر همراه بوده و باعث می شود وی نتواند به خوبی با اطرافیان و محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند، گوشه نشینی را ترجیح داده و به هیچ وجه در جمع دیگران و کارهای جمعی حضور پیدا نمی کند. با وجود اینکه تعریف ارایه شده یک تعریف ساده و اجمالی از افسردگی است، ولی باید گفت که این نوع تعریف، در جای خود بعنوان یک تعریف تقریبا” جامع و کامل از بیماری افسردگی شناخته می شود. همه ما انسانها در طول زندگی؛ دوره هایی از غم و اندوه را تجربه می کنیم. این دوره ها ممکن است به دلیل وقوع یک رخداد غم انگیز همانند از دست دادن و فقدان یک فرد عزیز و دوست داشتنی یا حتی یک حیوان یا شیء با ارزش باشد یا ممکن است بخاطر شکست در یک مسابقه یا مبارزه یا از دست دادن موقعیت های خوب و ایده آلی که قدر آن را خوب ندانسته بودیم و اکنون حسرت ان را میخوریم؛ به همین دلیل ممکن است وارد دوره های کوتاه مدت غم و اندوه در زندگی مان شویم. اما به این دوره ها افسردگی نمی گویند. از نظر روانشناسان به دوره هایی از غم و اندوه عمیق که انسان به مدت حداقل دو هفته آن را تجربه می کند و بر روحیه و عملکرد وی تاثیرات ژرف می گذارد؛ افسردگی گفته می شود.

با ما تا پایان مقاله همراه باشید تا بیشتر برایتان از افسردگی، علایم و نشانه های آن، برخی از انواع افسردگی و نیز شیوه ها و روش های درمانی مرتبط با آن صحبت کنیم.

 

افسردگی چیست؟

افسردگی یکی از اختلالات روانی شایع در میان افراد مختلف جامعه، علی الخصوص در دنیای پر تنش امروزی است. کودکان، بزرگسالان، خانم های باردار، سالمندان، افرادی که تجربه از دست دادن و فقدان عزیز خود را دارند و … گروه هایی هستند که بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی هستند. عدم تعادل هورمونی مغز و تغییر در سطوح هورمون های دوپامین و سروتونین، وقوع برخی اتفاقات و حوادث تلخ در زندگی همانند از دست دادن عزیزان، مرگ یک حیوان خانگی دوست داشتنی، عوامل ژنتیکی فرد افسرده، عوامل محیطی، مهاجرت و تغییر مکان دادن، ایجاد برخی تغییرات بزرگ در زندگی، همگی از عوامل ایجاد افسردگی هستند. با توجه به تعریفی که از افسردگی شده، پس دور از انتظار نخواهد بود اگر فردی که مبتلا به افسردگی شده دیگر از کارهایی که قبلا” از انجامشان لذت می برد، آن بهره و لذت سابق را نبرد. چه بسا که دیگر هیچ تمایلی برای انجام چنین کارها و اموراتی هم از خود نشان ندهد. این بیماری، احساسات و افکار و رفتار ما را تغییر می دهد. همچنین افسردگی می تواند با مشکلات و اختلالات هیجانی و جسمی همراه باشد. اختلال یا بیماری افسردگی یک ضعف یا نقصی نیست که بتوان آن را تنها با چند روز مراقبت  برطرف کرد، بلکه نیاز به پیگیری و درمان طولانی مدت، مراقبت و پایش مداوم دارد.  البته جای نگرانی نیست. همه ما می توانیم افسردگی را شکست دهیم. اگر هر چقدر زودتر به مقابله با آن برخیزیم، راحت تر می توانیم آن را درمان کرده و شکست دهیم و قاعدتا” زمان بیشتری را از زندگی لذت ببریم. اولین قدم برای درمان افسردگی و جلوگیری از تبدیل آن به افسردگی شدید، شناخات علایم و نشانه های افسردگی است.

 

علایم و نشانه های افسردگی

تشخیص به موقع علایم افسردگی و درمان آن نقش بسزایی در پیشگیری از بروز افسردگی های شدید و عوارض ناخوشایند آن دارد. مهمترین علایم افسردگی عبارتند از:

  • احساس عمیق غم و اندوه
  • کج خلقی و بد رفتاری
  • احساس بی ارزشی یا نا امیدی
  • تغییر در اشتها
  • تغییر در خواب
  • کمبود انرژی و ضعف بدن
  • عدم توانایی در تمرکز کردن
  • مشکل داشتن در انجام کارهای عادی و روزمره
  • از دست دادن علاقه و تمایل به چیزها و کارهایی که قبلا” به آنها بسیار علاقمند بوده ایم
  • فرار از دیدن دیگران و ملاقات با دوستان
  • زیاد فکر کردن به مرگ و افکار خود آزار

افسردگی بر هر کس به شکل متفاوتی تاثیر می گذارد و ممکن است فردی فقط برخی از این علایم را داشته باشد یا حتی دارای علایمی باشد که در اینجا به آن اشاره نشده باشد. البته ذکر این نکته هم ضروری است که چه بسا همه ما ممکن است دارای برخی از این علایم در دوره های کوتاه مدت در زندگی مان باشیم، ولی دلیلی بر افسرده بودن مان نخواهد بود. اما باید بدانیم که چنانچه این نشانه ها به اندازه ای شدید شوند که بر زندگی روزانه و طبیعی ما اثر بگذارند، ممکن است نشانه های ابتلا به افسردگی محسوب شوند. افسردگی انواع متفاوت و زیادی دارد. اگر چه علایم و نشانه های برخی از آنها با هم مشترک هستند، اما تفاوت های مهمی هم با هم دارند. در این مطلب ما تنها نام برخی از انواع شایع افسردگی را به شما معرفی خواهیم کرد. چنانچه مقالات پیشین ما را در ارتباط با موضوع افسردگی مطالعه کرده باشید، به طور مفصل درباره انواع افسردگی ها با شما صحبت کرده بودیم. لذا در این مطلب تلاش می کنیم اطلاعات دیگری درخصوص این بیماری در اختیارتان قرار دهیم.

 

انواع شایع افسردگی

  • افسردگی اساسی (mdd)
  • افسرده خویی یا افسردگی مداوم
  • افسردگی مانیک یا دو قطبی
  • سایکوز افسرده ساز
  • افسردگی پیش و پس از زایمان
  • افسردگی یا اختلال غمگینی پیش از قاعدگی (pmdd)
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی موقعیتی
  • افسردگی غیر عادی ( آتیپیک )

همانطور که گفته شد، در مقالات قبلی توضیحات مفصل درخصوص آشنایی با این مدل از اختلالات و افسردگی ها و همینطور نشانه ها و علایم هر کدام برای شما عزیزان توضیحات لازم ارایه شده است.

 

از کجا بدانیم که افسرده هستیم یا خیر؟

برای افسرده بودن، فرد می بایست حداقل پنج تا از نشانه های گفته شده در بالا را داشته باشد و حداقل به مدت دو هفته با آن درگیر باشد. ضمن اینکه باید این مطلب را بدانیم که وجود برخی اختلالات جسمی همچون: مشکلات تیروئید، تومور مغزی یا کمبود ویتامین D نیز می تواند نشان دهنده علایم افسردگی باشند. بنابراین بهتر است حتما” در این زمینه با پزشک متخصص ( روانپزشک و پزشک داخلی ) مشورت کنیم. نکته مهم دیگر این است که غمگین بودن به معنای افسردگی نیست. در واقع این طبیعی است که فرد گاهی اوقات در زندگی خود احساس غم و اندوه کند یا حتی بی حوصله باشد. مرگ یا فقدان یک عزیز؛ از دست دادن شغل یا مردود شدن در امتحانات تحصیلی، پایان رابطه عاشقانه یا همان شکست عشقی همگی تجربیات سختی برای هر فردی محسوب می شوند و احساس غم و اندوه و سوگوار بودن در چنین شرایطی کاملا” طبیعی محسوب می شود. با وجود توضیحاتی که دادیم، باید بگوییم که علیرغم همه همپوشانی های موجود میان سوگواری و افسردگی، این دو موضوع کاملا” متفاوت از یکدیگرند. تفاوت های عمده میان غم؛ سوگواری و افسردگی عبارتند از:

  • در سوگواری، احساسات و هیجانات دردناک به صورت موجی می آیند و اغلب با خاطرات خوب و مثبت فرد از دست رفته همراهی دارند؛ اما در افسردگی، خلق و خو یا علاقه نسبت به انجام فعالیت ها بیشتر از دو هفته کاهش می یابد.
  • در سوگواری، معمولا” اعتماد به نفس سر جای خود قرار دارد، اما در افسردگی اساسی، احساسات بی ارزش بودن یا حتی تنفر از خود، شایع تر است.
  • البته از دست دادن کار یا قربانی بودن در یک تجاوز جنسی یا مصیبتی عظیم، می تواند باعث شروع یک فاز افسردگی اساسی شود.

 

مهمترین علل افسردگی چیست؟

ریشه افسردگی چیست؟ اکنون که شما با افسردگی و نشانه های آن آشنا شدید، بهتر است نگاهی هم به علت افسردگی و اینکه چرا مبتلا به آن می شویم بیاندازیم. افسردگی می تواند هر کسی را تحت تاثیر قرار دهد حتی فردی که به نظر می رسد در شرایط طبیعی یا ایده آلی به سر می برد. عوامل و دلایل ایجاد انواع افسردگی ها به شرح زیر هستند:

  • نبود تعادل بیوشیمیایی در مغز افراد مبتلا به افسردگی: این موضوع بر می گردد به عدم تعادل در ترشح برخی مواد شیمیایی در مغز از جمله سروتونین، نوراپی نفرین، و دوپامین که منجر به ایجاد نشانه های افسردگی در فرد می شود.
  • افسردگی ناشی از ژنتیک: این موضوع که افسردگی میتواند ریشه در ژنتیک و وراثت افراد داشته باشد اثبات شده است. بعنوان مثال، اگر یکی از دوقلوهای همسان، مبتلا به افسردگی شود، به احتمال نزدیک به 70 درصد قل دیگر نیز دچار علایم و نشانه های این بیماری خواهد شد. همچنین وجود یک فرد افسرده در یک خانواده، احتمال ابتلای سایر نزدیکان درجه یک وی به این بیماری را میتواند تشدید نماید.
  • ساختار شخصیتی افراد افسرده: معمولا” افراد با اعتماد به نفس پایین یا آنهایی که در کل منفی نگر هستند، با احتمال بیشتری نسبت به سایرین ممکن است مبتلا به افسردگی شوند.
  • عوامل محیطی موثر در ایجاد افسردگی: برخی عوامل محیطی همانند: فقر، طلاق، مهاجرت، سوء استفاده های جنسی، تجاوز، در معرض خشونت بودن، ابتلا به برخی بیماری ها همانند کرونا، استرس و اضطراب های مزمن و … می توانند نقش مهم و به سزایی در ابتلای افراد به افسردگی داشته باشند.

آترینا دکتر

درمان افسردگی چیست؟

خوشبختانه افسردگی یکی از درمان پذیر ترین اختلالات روانشناختی است. در حدود 80 درصد مبتلایان به این اختلال به روش های درمانی پاسخ مثبت داده و بهبود می یابند. البته ناگفته نماند که پیش از آغاز هر روش درمانی، متخصص می بایست یک ارزیابی کامل که شامل یک مصاحبه جامع است ترتیب دهد. حتی در برخی موارد ممکن است از بیمار تست و آزمایش خون نیز گرفته شود تا احتمال دخالت و تاثیر گذاشتن برخی بیماری ها و اختلالات جسمی همانند مشکلات تیروئیدی نیز مورد بررسی قرار گیرد. ارزیابی برای تشخیص علایم و نشانه های خاص، سوابق بیماری و پرونده پزشکی و فامیلی، عوامل فرهنگی و خانوادگی و نیز برخی عوامل محیطی برای رسیدن به تشخیص درست و برنامه ریزی جهت درمان افسردگی بسیار ضروری می باشد.

  • روش دارو درمانی: همانگونه که اشاره کردیم یکی از دلایل بروز افسردگی در برخی بیماران، بر هم خوردن تعادل بیوشیمیایی در مغز آنها است. از این رو درمان و متعادل سازی تعادل بیوشیمیایی مغز آنها می تواند در درمان افسردگی بسیار موثر باشد. به همین دلیل انواع داروهای ضد افسردگی مثل داروهای بازدارنده باز جذب مانند سروتونین، ضد افسردگی های سه حلقه ای و مهار کننده های بازجذب نوراپی نفرین و نیز سروتونین می توانند در بهبود تعادل بیوشیمیایی مغز این دسته از بیماران افسردگی تجویز گردند.

در اغلب موارد استفاده از این طیف از داروهای ضد افسردگی در همان یک یا دو هفته ابتدایی علایم بهبود در بیمار را از خود نشان می دهند. لیکن جهت پایدار ماندن این نشانه های بهبود لازم است مصرف داروها زیر نظر متخصص تا دو الی سه ماه هم ادامه یابد. البته روانپزشکان اعتقاد دارند که مصرف قرص های ضد افسردگی تا شش ماه پس از بهبود نشانه ها می بایست ادامه پیدا کند. این نوع درمان دراز مدت جهت جلوگیری از عود مجدد بیماری بسیار مناسب می باشد. حال سوالی که پیش می آید این است که اگر بیمار پس از استفاده از این نوع داروها هیچ گونه علایم بهبودی در وی پدیدار نشد، آنگاه تکلیف چیست؟ در چنین مواقعی که بیمار پس از چندین هفته از آغاز مصرف داروها هیچگونه نشانه بهبود در وی پدیدار نشد یا احساس ناخوشایندی را تجربه نمود، روانپزشک می تواند دوز دارو را افزایش دهد و یا حتی نوع دیگری از داروهای ضد افسردگی به وی تجویز نماید. در برخی موقعیت ها ممکن است سایر انواع داروهای ضد افسردگی اثر بخشی بیشتری بر بیمار داشته باشند. انواع گوناگونی از داروهایی که در درمان افسردگی کاربرد داشته و از سوی روانپزشکان تجویز می شوند عبارتند از: فلووکستین، سرترالین، پاروکستین، سیتالوپرام، فلووکسامین، ونلافاکسین. نکته قابل ذکر در اینجا این است که هرچند مصرف این طیف از داروها ممکن است در مواقعی باعث بروز عوارض یا احساسات ناخوشایند در فرد گردد، با این حال به هیچ وجه نباید مصرف این داروها به صورت خود سرانه کم یا قطع شوند و در این خصوص می بایست حتما” با پزشک معالج مشورت شود.

  • روان درمانی افسردگی: از این روش در بیشتر اوقات برای درمان افسردگی های خفیف یا درمان افسردگی بدون دارو استفاده می شود. جهت درمان افسردگی های شدید یا افسردگی با شدت متوسط، معمولا” از روش روان درمانی همراه با استفاده از داروهای ضد افسردگی بهره می برند. یکی از انواع روان درمانی های شناخته شده که در درمان افسردگی ها هم بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، درمان رفتار درمانی شناختی (CBT) است. درمان شناختی درمانی گونه ای از درمان است که با تمرکز کردن بر روی موضوع حل مساله انجام می شود. این شیوه درمانی به شناسایی تحریفات در نحوه تفکر و سپس تغییر رفتارها کمک می کند.انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد مانند: مشاوره های فردی، گروه درمانی، مشاوره خانواده و زوج درمانی. همه این شیوه های درمانی به کمک رویکردهای گوناگون مانند طرح واره درمانی، رویکرد ACT و رویکرد CBT می توانند به فرد و پزشک وی در درمان افسردگی کمک کنند.

در این شیوه درمانی طول درمان بستگی به میزان و شدت افسردگی دارد و میتواند از چند هفته تا چندین ماه همم باشد. در بیشتر موارد پس از ده الی پانزده جلسه، بهبود قابل ملاحظه ای دیده خواهد شد. برخی موارد که میتواند به بهبود سریع فرد در روش روان درمانی کمک نماید به شرح زیر هستند:

  • مدیریت بحران یا نشانه
  • شناسایی و آموزش کنار آمدن با محرک هایی که به ایجاد یا گسترش علایم افسردگی کمک می کنند.
  • شناسایی باورهای منفی و جایگزینی آنها با باورها و اعتقادات مثبت
  • یادگیری مهارت های حل مساله
  • یادگیری راههای ایجاد روابط مثبت با افراد
  • بهبود اعتماد به نفس
  • یادگیری مهارت هدف گذاری و رسیدن به آن ها
  • شوک درمانی افسردگی:شوک درمانی شیوه ای از درمان های پزشکی است که اغلب هم در درمان حاد ترین انواع افسردگی، افسردگی اساسی یا ماژور یا اختلالات دو قطبی از آن استفاده می شود.شوک درمانی که گاهی به آن الکتروشوک درمانی یا ECT هم اطلاق می گردد، یک تحریک الکتریکی کوچک روی مغز بیمار وارد می کند. در این روش درمانی بیمار می بایست در هفته حداقل دو یا سه بار و به طور کلی شش تا دوازده جلسه تحت درمان قرار بگیرد تا علایم افسردگی اساسی بهبود پیدا کند.

لازم به ذکر است که برخی درمان های دیگر نیز وجود دارند که به بهبود علایم و نشانه های افسردگی کمک خواهند کرد و عبارتند از: تغییرات سبک زندگی، الگوهای سالم خواب، ورزش روزانه، تغییر رژیم غذایی

 

سایر انواع افسردگی چیست؟

خب، دوستان همراه تا اینجای مقاله متوجه شدیم که افسردگی و افسردگی اساسی چیست. اما انواع دیگری از افسردگی هم وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد. لازم به توضیح است که در هر کدام از انواع افسردگی میزان و شدت علایم با هم متفاوت بوده و روش های درمانی آنها هم جدای از هم می باشد.

سایر انواع افسردگی که در بزرگسالان شایع است عبارتند از:

  • افسرده خویی یا همان افسردگی مزمن
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی پس از زایمان
  • افسردگی بارداری
  • افسردگی پیش از قاعدگی که به آن اختلال ملال پیش از قاعدگی هم گفته می شود
  • افسردگی دوران سالمندی

در ادامه چنانچه با ما همراه باشید به معرفی و بررسی سایر انواع افسردگی خواهیم پرداخت.

 

افسرده خویی یا همان خلق افسرده:

دیستایمیا یا همان افسرده خویی، یکی از انواع سایر افسردگی ها که در میان بزرگسالان شایع است، می باشد.از نشانه ها و ویژگیهای بارز این نوع افسردگی، احساس غمگینی فرد در هر شرایطی است. در واقع دیستایمیا، شکل مزمن و طولانی مدت تر از افسردگی است که می تواند سبب از دست دادن میل و علاقه فرد به انجام کارها و اموراتی شود که قبلا” به آنها علاقمند بوده همچنین در این مدل افسردگی فرد بیمار کاملا” اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و خود را عاجز و ناتوان از انجام حتی امورات ساده خود می بیند. به دلیل مزمن بود، افراد مبتلا علایم و نشانه های غمگینی خود را بخشی طبیعی از زندگیشان می دانند و به آن عادت می کنند. مشخصه و ویژگی اصلی افسردگی مزمن، خلق افسرده است که این حالت بیشتر ایام و به مدت حداقل دو سال برای افراد بزرگ سال و نیز حداقل یک سال برای افراد نوجوان و نیز کودکان مبتلا به آن برقرار است. البته شدت نشانه ها و علایم افسردگی مزمن با گذشت زمان میتواند تغییر کند. دو روش درمانی متداول برای افسرده خویی، دارو درمانی و روان درمانی می باشد.

 

نوع افسردگی فصلی یا SAD (Seasonal Affective Disorder ):

اختلال افسردگی فصلی یکی دیگر از انواع سایر افسردگی های رایج میان بزرگسالان است که بعنوان افسردگی پاییزی نیز نزد برخی روانشناسان شناخته می شود. در واقع در این نوع از افسردگی، افراد مبتلا به دلیل کاهش میزان نور آفتاب در فصل های پاییز و زمستان، تغییرات خلق و خو و نیز علایم افسردگی اساسی را تجربه می کنند. در مقابل و با فرا رسیدن فصل بهار و علی الخصوص در فصل تابستان اینگونه علایم در آنها از بین میرود. البته ناگفته نماند که در موارد بسیار اندکی، برخی از بیماران افسرده فصلی، ممکن است به صورت ضعیفی علایم افسردگی خود را حتی تا فصل تابستان هم همراه خود داشته باشند. همچنین، این اختلال معمولا” در میان زنان و بانوان شیوع بیشتری دارد. افسردگی فصلی با عدم تعادل های بیوشیمیایی در مغز مرتبط است. از عواملی که میتواند تشدید کننده علایم این نوع اختلال باشد میتوان به روزهای کوتاه تر و میزان تابش کمتر نور آفتاب بر فرد اشاره نمود. نشانه های شایع افسردگی فصلی شامل: خستگی های مدام، پرخوری و در نتیجه افزایش وزن، میل و اشتیاق به مصرف کربوهیدرات ها و غذاهای پر چرب، همچنین این نشانه ها می تواند از خفیف تا شدید متغیر بوده و بسیار مشابه علایم و نشانه های افسردگی ماژور است.

همانند شیوه درمان افسردگی اساسی، روش درمانی در افسردگی های فصلی نیز ترکیبی از نور درمانی، داروهای ضد افسردگی، و نیز روان درمانی است. درخصوص برخی افراد و مبتلایان به اختلال افسردگی فصلی،افزایش مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور خورشید به بهبود علایم و نشانه های افسردگی فصلی کمک می کند.

همانطور که گفتیم یکی از دلایل اصلی بروز این نوع از افسردگی، کمبود نور طبیعی و نور آفتاب است. به همین دلیل با وقت گذرانی های بیشتر در خارج از محیط های بسته یا چینش منزل یا محیط کار به گونه ای که نور طبیعی بیشتری وارد محیط شود، انجام حرکات ورزشی خارج از منزل، خوردن غذاهای سالم و ارتباط با سایر افراد می تواند به درمان علایم افسردگی های فصلی کمک فراوان نماید. با وجود اینکه نشانه ها به صورت خود به خود و با تغییر فصل بهتر می شوند، لیکن اقدام به موقع برای شناخت علایم و در مان افسردگی فصلی میتواند به روند بهبودی سرعت بیشتر ببخشد.

 

افسردگی بعد از زایمان:

برای بیشتر زنان، مادر شدن یک حس و تجربه زیبا و خوشایند و در عین حال اضطراب آور می باشد. با این حال برای زنانی با افسردگی بارداری یا افسردگی پس از زایمان، این حس و تجربه بسیار زجرآور و دشوار خواهد بود.افسردگی پس از زایمان عارضه ای جدی اما قابل درمان است که با علایمی همانند موارد پیش رو همراه است: احساس غم شدید، بی تفاوت بودن، اضطراب و استرس، گریه های بدون دلیل، کج خلق و لجاجت، بی قراری، کاهش انرژی و ضعف عمومی بدن و احساس خستگی مداوم، تغییر الگوی خواب، تغییرات اشتهایی، احساس ناامیدی و بی ارزش بودن، کاهش تمرکز و گیجی، علاقه نداشتن به نوزاد و عدم تمایل به برقراری ارتباط با آن، احساس اضطراب و نگرانی در باره نوزاد، احساس مادر بد بودن، ترس از آسیب رساندن به نوزاد یا خود، از دست دادن علاقه یا لذت نسبت به زندگی.

در واقع علایم افسردگی بعد از زایمان بسیار مشابه با علایم و ویژگیهای افسردگی ماژور است. متاسفانه افسردگی پس از زایمان برای مادر و نوزاد خطرات بالقوه همراه با آسیب های جدی می تواند به همراه داشته باشد، به گونه ای که این بیماری از نظر روانی و جسمی، فرد را زمین گیر کرده و ممکن است این شراط تا چندین ماه هم تداوم یابد.

 

افسردگی بارداری چیست؟

زنان در طول دوران بارداری هم میتوانند دچار افسردگی شوند. افسردگی قبل از زایمان ممکن است به افسردگی در طول بارداری هم بیانجامد و چه بسا که تا چندین ماه پس از تولد نوزاد هم این افسردگی ادامه پیدا کند. این یعنی افسردگی بعد از زایمان، از دوران بارداری یا پیش از آن هم وجود داشته است. بوجود آمدن تغییرات سریع در هورمون های جنسی،تغییرات در سطوح هورمون های تیروئیدی، استرس،تغییرات بدنی و ظاهری، تغییرات در روند معمول روابط اجتماعی و کار، نگرانی درباره مادری کردن برای فرزند، و نبود خواب و استراحت کافی می توانند از عوامل مهم در ایجاد افسردگی پس از زایمان باشند. برای اینکه بتوان تشخیص داد افسردگی قبل یا بعد از زایمان است، نشانه ها و علایم آن باید در عرض چهار هفته پس از زایمان و تولد نوزاد تشخیص داده شود. اگرچه که علایم و نشانه های افسردگی در هر زمان میتواند بروز کرده و تشخیص داده شود.

همانند سایر انواع افسردگی، افسردگی های قبل یا بعد از زایمان را هم می توان با روش های روان درمانی، دارو درمانی، ایجاد تغییراتی در سبک زندگی، برقراری ارتباط، حمایت کردن از بیمار یا ترکیبی از اینها مورد درمان و مداوا قرار داد. ضمنا” لازم است زنانی که باردار بوده یا در دوره شیردهی به نوزاد می باشند درخصوص استفاده از داروهای ضد افسردگی با پزشک خود مشورت نمایند.

افسردگی پیش از قاعدگی:

اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD)، یک مشکل دوره ای و بر پایه هورمون ها و همراه با بوجود آمدن تغییراتی در خلق و خو است. بسیاری از زنان تجربه اختلال پیش از قاعدگی (PMS)را دارند. اما باید گفت که بین PMDD و PMS تفاوتهایی وجود دارد. همانند PMS، نشانه ها و علایم PMDD هم پس از تخمک گذاری آغاز شده و به فاصله کوتاهی پس از فاز قاعدگی به پایان می رسد. در زنان مبتلا به این نوع از افسردگی علایم و نشانه های مشابه با PMS بسیار شدید تر تجربه شده و آنها را از انجام کارها و فعالیت های روزمره خود باز می دارد. این نشانه های روانی شامل افسردگی، افکار خودکشی، اضطراب کج خلقی و تنش می باشد.

 

افسردگی در سالمندان:

شاید بسیاری از افراد باورشان نشود که افسردگی میتواند به سراغ سالمندان نیز بیاید. باید در نظر داشت که این موضوع ارتباطی با روند عادی پیر شدن ندارد. افسردگی چیزی نزدیک به 1 الی 5 درصد از جمعیت عمومی سالمندان، حدود 14 درصد از سالمندان تحت مراقبت در خانه، و 12 درصد سالمندان تحت مراقبت در خانه های سالمندان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. بزرگسالان و سالمندان در خطر تشخیص اشتباه علایم افسردگی و عدم درمان آن می باشند. چون برخی از نشانه های آن با علایم ناشی از افزایش و کهولت سن اشتباه گرفته می شود یا حتی به غلط به عوارض برخی بیماریهای دیگر، استفاده از داروها یا ایجاد تغییرات در سبک زندگی نسبت داده می شود. متاسفانه بیماران سالمند نسبت به صحبت و گفتگو درباره بیماری ها و احساسات خود بی میل هستند و این موضوع که نشانه های جسمی می توانند علامتی از افسردگی یا بیماری روحی آنان باشد را به هیچ وجه قبول نمی کنند.

به دلیل اهمیت، شایع ترین علایم افسردگی در سالمندان را خدمتتان اعلام می کنیم.

اندوه و غم مداوم، احساس کندی و رخوت در حرکات، نگرانی های بسیار زیاد و بیش از حد درخصوص مشکلات مالی و بهداشتی خود، گریه های متناوب، احساس بی ارزشی یا ناامیدی، تغییر در وزن، دشواری و مشکلات زیاد در خواب، عدم قدرت تمرکز کردن، قدم زدن یا برخی حرکات بدن از روی نگرانی، درد جسمی غیر قابل توجیه، مشکلات گوارشی، عدم تمایل به انجام فعالیت های اجتماعی.

برخی بیماری ها می توانند باعث بروز علایم افسردگی ماژور در سالمندان شود. همانند سرطان، پارکینسون، بیماری های قلبی، سکته های مغزی، آلزایمر؛ دیابت، زوال عقل و ام اس، همچنین مصرف برخی دارو ها نیز میتواند در تشدید یا بروز این علایم موثر باشد. همانند داروهای ضد اضطراب و مسکن، ضد صرع ها، داروهای هورمونی.

درمان افسردگی سالمندان شامل روان درمانی، تعدیل سلامت جسمی، تقویت باورهای معنوی، گروه درمانی و نیز استفاده از داروهای ضد افسردگی می باشد. ورزش روزانه، ایجاد عادت های صحیح غذایی سالم و افزایش دریافت حمایت اجتماعی همگی در کمک به بهبود بیماری سالمندان مبتلا به افسردگی میتوانند موثر واقع شوند.

 

چگونه میتوانیم به یک فرد افسرده کمک کنیم؟

در درمان بیماری افسردگی، حمایت والدین یا فرزندان، خانواده و دوستان از فرد بیمار بسیار میتواند موثر و مفید باشد. همچنین افراد خانواده و نزدیکان فرد بیمار می بایست تا حدودی با علایم و نشانه های بیماری آشنا باشند. همچنین توصیه می شود نزدیکان فرد بیمار به حرفها و صحبت های وی خوب گوش داده و از نگرانی ها و دغدغه های وی مطلع باشند. بهتر است خانواده حامی بیمار بوده و همیشه از وی حمایت نمایند به او نشان دهند که به هیچ وجه تنها نبوده و آمادگی کامل دارند تا به وی کمک و یاری برسانند. همچنین برخی کارهای دیگر هم هست که میتوان با انجام دادن آنها در بهبود سریعتر حال بیمار نقش موثر تری ایفا کرد. همانند اینکه: زمان مصرف داروها را به وی یادآوری کنیم. ترتیب دادن مهمانی های دوستانه و کم تعداد و تشویق بیمار به حضور در جمع. برنامه ریزی برای انجام سفرهای خانوادگی و همراه با دوستان. آشپزی و تهیه غذاهای مورد علاقه و سالم. کمک به فرد برای مراجعات مکرر و برنامه ریزی شده به روانشناس یا روانپزشک.

همواره یادمان باشد خطر خودکشی در مبتلایان به افسردگی همیشه وجود دارد. سابقه تلاش یا اقدام به خودکشی یکی از بزرگترین ریسک ها و فاکتورها در افسردگی می باشد. بهتر است حواسمان به بیمار همواره بیش از پیش باشد و با مشاهده کوچکترین علایمی مربوط به افکار یا رفتار خودکشی از طرف وی، مهم است بلافاصله به وی کمک شود.

 

 

نظرات :

{{ reviewsTotal }} بازبینی
{{ reviewsTotal }} نقد و بررسی ها
{{ options.labels.newReviewButton }}
{{ userData.canReview.message }}

مطالب مرتبط

Loading...